الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
38
ضياء القلوب ( فارسى )
كه نافله رمضان به جماعت گذاشته شود . و گفته است ابن ابى الحديد در موضع ديگر : و فى حديثه انه خرج ليلة فى شهر رمضان و الناس اوزاع فقال : انى لا ظن لو جمعناهم على قارى و احد كان افضل ، فامر ابى بن كعب فأمّهم ثم خرج ليلة و هم يصلون بصلاته فقال : نعم البدعة هذه ! و التى ينامون عليها افضل من التى يقومون الاوزاع الفرق . يريد انهم كانوا يصلون فرادى ، يقال : وزعت المال بينهم اى فرقته . و قوله : و الّتى ينامون عليها افضل يريد صلاة آخر الليل فانه خير من اوله « 1 » . انتهى . يعنى : در حديث عمر هست كه : بيرون رفت شبى در ماه رمضان و مردم جدا نافلهء ماه رمضان مىگذاشتند ، پس گفت : به درستى كه من هرآينه گمان دارم كه اگر جمع مىكردم ايشان را به قارى واحد كه مراد بيشمار جماعت است افضل بود ، پس امر كرد ابى بن كعب را كه امامت كند در آن نماز . بعد از آن بيرون رفت شبى و مردم در عقب ابى نماز مىكردند ، پس گفت : چه نيكو بدعت است اين ! و آن نماز كه بعد از خوابيدن بجا آوريد افضل است از آن نماز كه بجا مىآوريد بالفعل كه قبل از خواب بود . اوزاع تفرق است اراده كرده است عمر كه ايشان نماز را فرادى بجا مىآوردند ، گفته مىشود كه : وزّعت المال بينهم يعنى تفريق كردم مال را . و قول عمر كه : و التى . . اراده كرده است كه صلاة آخر ليل را كه آن بهتر است از نماز اول شب ، تمام شد مضمون كلام . و ظاهر مىشود از قول عمر كه : اظن لو جمعناهم على قارى واحد كان افضل الى آخره . . . جرأت او در امر دين و عدم مبالات او به امر دين ، زيرا كه عقل را
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغة 12 / 159 .